الملا فتح الله الكاشاني

22

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نفى اين عوج نمود كه از ادراك بصر خارج است و به جهت دقت و لطافت بر كسى معلوم نميشود مگر بر صاحب تقدير و هندسه و چون اين اعوجاج بمقياس مدرك مىشود نه باحساس از اين جهت ملحق بمعانى شده لفظ عوج كه موضوع است بازاى آن اختيار نموده شد بر عوج كه استعمال آن در اعيانست نه در معانى خلاصهء معنى آنست كه بعد ز نسف جبال اگر بقياس هندسى در او تامل نمايند هيچ عوجى در او نيابند چه جاى آنكه در نظر معوج نمايد پس اين مبالغه است در نفى اعوجاج آن و عكرمه از ابن عباس نقل كرده كه عوج بمعنى انخفاص است و امت بمعنى ارتفاع و بنا بر اين جملهء فعليه مفسر قاع صفصف باشد و قوله * ( يَوْمَئِذٍ ) * تنوين آن عوض مضاف اليه است پس اضافه بوقت نسف است و تقدير اين كه يوم وقت النسف يعنى روزى كه بركنده و پراكنده گردد زمين و ميتواند بود كه بدل ثانى يَوْمَ الْقِيامَةِ باشد يعنى مجرمان حامل وزر خود باشند در آن روزى كه * ( يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ ) * پيروى كنند همه مردمان خوانندهء خود را يعنى اسرافيل كه به او از بلند همه مردمان را بحشرگاه قيامت خواند و در خبر است كه چون وقت نشر در رسد حق سبحانه اسرافيل را امر كند تا بر صخره بيت المقدس برآيد و ايستاده و بآواز بلند مردمان را بخواند و مردمان از هر اوب كه باشد متوجه شوند بآنصوب * ( لا عِوَجَ لَه ) * هيچ ميلى و كجى نباشد مر آن داعى را يعنى هيچ مدعوى نتواند كه عدول كند و منحرف گردد از خواندن او و بجانب او نيايد بلكه همه مساوى باشند در اجابت و انقياد او نمودن و بصوب او توجه نمايند مؤمنان بسرعت و كافران بدرك و از ابى مسلم منقولست كه معنى آيه آنست كه اسرافيل در خواندن عدول نكند از احدى بلكه همه را بمحشر قيامت خواند * ( وَخَشَعَتِ الأَصْواتُ ) * و پست شود آوازها * ( لِلرَّحْمنِ ) * از براى خدا يعنى عظمت و مهابت او يا به جهت سخن گفتن او * ( فَلا تَسْمَعُ ) * پس نشنوى تو در آن روز * ( إِلَّا هَمْساً ) * مگر آوازى نرم و سخنى آهسته و همس كه صوت اخفاف ابل است از اين ماخوذ است و منه ايضا الحروف المهموسه و ابن عباس تفسير همس كرده بخفق اقدام و نقل آن بمحشر يعنى او از قدم ايشان در حين رفتن بمحشر نرم باشد و به جهت هيبت و هول ايشان قدم را آهسته بر زمين نهند و نرم نرم روند و قول اول از مجاهد منقولست * ( يَوْمَئِذٍ ) * آن روز * ( لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ ) * سود نداشته باشد درخواست كسى كسى را * ( إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه ) * مگر شفاعت كسى كه دستورى دهد مر او را در شفاعت كردن * ( الرَّحْمنُ ) * خداوند بخشاينده * ( وَرَضِيَ لَه ) * و بپسندد براى او * ( قَوْلًا ) * سخنى را در باب شفاعت به جهت مكانت و منزلت او نزد حضرت عزت از انبيا و اوليا و